
با توجه به مطلب قبلی دربارهی فرق دشمن ذاتی و دشمن عرضی، یه سؤال دیگهای هم ممکنه پیش بیاد.
اینکه بین دو تا دشمن عرضی، میشه فرض کرد که مذاکرهای شکل بگیره و دو طرف بیان با هم صحبت کنن و به یه توافقی برسن و مخاصمات جانبیشون رو حل و فصل کنن.
اما بین دو تا دشمن ذاتی، که بقای هر طرفی نیازمند نبود طرف مقابلشه، مذاکره چطور فرض میشه؟ دقیقاً میخوان سر چی صحبت کنن و چی رو حل و فصل کنن؟
مثلاً بیان سر میز بشینن، بعد این طرف بگه: «ما میخوایم با مسالمت این درگیری رو تموم کنیم، برای همین از شما میخوایم که دیگه نباشید لطفاً.» و اون طرف هم جواب بده که: «خب بله ما این پیشنهاد شما رو به عنوان چارچوب مذاکرات میپذیریم، حالا بیایم بحث کنیم سر اینکه ما نباشیم یا شما نباشید!»
عکس رو در تاریخ ۹ مهر ۱۴۰۳ گرفتم.
Leave a Reply
You must be logged in to post a comment.