بی‌شعورزادها

نیمه‌ی خالی لیوان

سه شنبه ی قبل، چشمامو باز کردم و دیدم که وقت رفتن به کلاس شده.

یه نیمه ی وجودم میگفت که «بی خیال کلاس! بگیر بخواب بابا»

اما نیمه ی دیگه ی وجودم میگفت «چی چی بی خیال؟ حضور غیاب میکنن؛ پاشو بینم!»

و واقعا نمی دونستم که به حرف کودومشون گوش بدم.

آره، سه شنبه ی قبل، یه نصفم موند توی رخت خواب، یه نصفم رفت سر کلاس…

8 responses to “نیمه‌ی خالی لیوان”

  1. ستاره Avatar
    ستاره

    ما همیشه سر میزنیم اما بدون نظر

    1. ostadsiah Avatar

      خیلی ممنون! ما هم خیلی خوشحال میشیم که تشریف میارید، ولی خوشحالیمون رو بروز نمیدیم.

  2. ✿☼✿☼► گرفته یاریم◄☼✿☼✿ Avatar

    باز خوبه تونستی نصف شی من اون موقع که کلاس داشتم
    اون نیمه ام که میخواست بره کلاس داد وبیداد راه میانداخت و میگفت من اینجوری نمیرم باید کامل برم
    اون یکی نیمه ام هم باهاش میرفت ولی سر کلاس چرت میزد

    1. ostadsiah Avatar

      و این است فلسفه ی چرت زدن سر کلاس.
      میگن دلفین ها وقتی میخوان بخوابن، نصف مغزشون میخوابه ونصف دیگش کشیک میده! بعد جاهاشون رو عوض میکنن؛ اینطوری دلفین موقع خواب هم میاد روی آب و اکسیژن میگیره و دوباره میره پایین.
      دانش آموزا هم همینطورین. نصف مغزشون سر کلاس چرت میزنه، نصفه ی دیگه حواسش جمعه که معلم چی کار میکنه، کی زنگ میخوره، جزوه مینویسه و…!

  3. FaRnaZ Avatar

    تنها مدارا میکنیم
    دنیا عجب جایی شده
    ____________________
    🌹پــیــشم بیـــآ…

    1. ostadsiah Avatar

      بله. عجب دنیایی شده…

  4. ostadsiah Avatar

    احتمالا شما هم مثل من نیم عمر چرت میگفتی نیمی چرت میزدی

    1. ostadsiah Avatar

      احسنت! من شما را از خود برتر دیدم.

Leave a Reply

بازگشت به بالاع

طراحی شده توسط استاد سیاه
همه‌ی راست‌ها محفوظ هستند © ۱۳۸۹-۱۴۰۴