بی‌شعورزادها

وقتی اخم میکنی…

شب خانوم پرستار اومد توی اتاقمون. یه نگاهی به اطراف انداخت: بی نظمی و شلختگی و ریخت و پاش.

با عصبانیت بهمون نگاه کرد: این دیگه چه وضعشه؟ بز هم وقتی میخواد بخوابه، اول خرت و پرتای زیرشو با لگد میندازه اون ور!

دیوونه ی چک پوینتی گفت: تا حالا کسی بهت گفته بود وقتی اخم میکنی خوشگل تر میشی؟!

خانوم پرستار آهی کشید و گفت: یه ساعت دیگه برمیگردم. اگه اینجا همینطوری مونده باشه، همتون میرید اجتماعی. فهمیدید؟؟

بعد رفت بیرون و درو محکم پشتش بست…

یه ساعت دیگه، خانوم پرستار برگشت. با تعجب دید اتاق بهم ریخته تر از همیشه، و ما بی خیال تر از هیچ وقت نشستیم داریم چیپس میخوریم و پلی استیشن بازی می کنیم.

با عصبانیت داد زد: مگه بهتون نگفتم اینجا رو مرتب کنید؟ فک کردید من باهاتون شوخی دارم؟

گفتم: خانوم پرستار حالتون خوبه؟ شما پنج دقیقه پیش اومدید گفتید یه ساعت دیگه میام. هنوز که یه ساعت نشده.

ساعت رو بهش نشون دادم: ببینید، شما ساعت یازده اومدید دیگه؟ الانم یازده و پنج دقیقست.

پرستار با تعجب نگاهی به ساعت گوشیش انداخت. بعد اخم کرد: ساعتا رو امشب کشیدن عقب؟

شونه هامو انداختم بالا.

دیوونه ی چک پوینتی گفت: تا حالا کسی بهت گفته بود که وقتی اخم میکنی خوشگل تر میشی؟!

گفتم: آره دیگه، ۵ دقیقه ی پیش خودت گفتی.

خانوم پرستار همونطوری با اخم نگامون کرد و گفت: باشه… یه ساعت دیگه برمیگردم. ببینم اون موقع دیگه چه بهونه ای دارید…

بعد رفت و درو پشت سرش کوبید…

یه ساعت دیگه پرستار اومد و با دیدن وضع شلوغ پلوغ اتاق و ما درحال تخمه شکستن و تماشای فیلم متعجب نشد. انگار انتظارش رو داشت.

گفت: خب؟ این دفعه چرا؟! الان که دیگه ساعت دوازدست.

گفتم: چه ربطی داره؟ شما که نگفتید ساعت ۱۲ میام. گفتید «یه ساعت دیگه» میام. الان دو ساعت دیگست. بایستی یه ساعت پیش میومدید.

پرستار اخماشو باز نکرد: فک کردی خیلی باهوشی هان؟

دیوونه ی چک پوینتی گفت: تا حالا کسی بهت گفته بود وقتی اخم می کنی…

درو محکم بست.

Leave a Reply

بازگشت به بالاع

طراحی شده توسط استاد سیاه
همه‌ی راست‌ها محفوظ هستند © ۱۳۸۹-۱۴۰۴