بی‌شعورزادها

ماه رمضون آمد و ماه رمضون رفت /صد حیف که این آمد و صد حیف که اون رفت

وقتی ماه رمضون شروع شد، یه سوال برام ایجاد شد؛ زنگ زدم به دفتر معظم له، گفتم: سلام علیکم حاج آقای معظم له. یه سوالی.‌ من رو الان به عنوان دیوونه آوردن تیمارستان، حالا من باید روزه بگیرم یا نه؟

آقای معظم له گفت که بالاخره اگه دکترا تشخیص بدن که من عاقل نیستم، خب دیگه مکلف هم نیستم لابد.

اونجا بود که کلی خوشحال شدم! با بچه ها یه جشنی ترتیب دادیم و خوشحالی کردیم و به سلامتی علما، نوشابه ی پنجم رو دادیم بالا.

میدونم. واقعا کار اشتباهی کردم. اینکه روزه نمی گرفتم که مایه ی خوشحالی نبود. بله، اون موقع نباید خوشی میکردم.

بلکه وقتی فهمیدم نماز هم ازم ساقطه باید خوشحال می شدم!!

Leave a Reply

بازگشت به بالاع

طراحی شده توسط استاد سیاه
همه‌ی راست‌ها محفوظ هستند © ۱۳۸۹-۱۴۰۴